کبوتر بهشهر

چگونه تلفن های همراه شنود می شود؟

 

 هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.

امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.


این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را  به راحتی شنود نمایند.

البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شود و سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.

( ادامه مطلب را بخوانید )



 


ادامه مطلب
[ 90/07/25 ] [ ] [ فریدون ]
درود و سلامی دگر بار بر تمام دوستان و دوستداران عشق بازی:

در این پست میخواهم برای شما خاطره ای کوچک از قدیم تعریف کنم.شاید جالب باشد.

دقیقا بیاد ندارم که کلاس چند بودم.ولی مطمئنا دبستانی بودم.از اوان کودکی در منزل کبوتر داشتیم. پدرم خدابیامرز به کبوتر علاقه داشت . مخصوصا به کبوتران سبز و سفید خالص .....

من از همان کودکی نسبت به برادران خودم علاقه بیشتری به انواع حیوانات از خودم نشان میدادم.از مرغ و خروس و اردک گرفته تا کبوتر که جای خود را زودتر و بیشتر در دل من بازکرده بود.چون در محله ای از حاشیه شهر زندگی می کردیم نگهداری از حیوانات در منازل امری عادی ومتعارف بود . همسایگان ما نیز بطور زشت و زیبا تقریبا همگی در منزل خود انواع حیوانات ( اسب. گاو . گوسفند و بز . مرغ و خروس . اردک و بوقلمون و.....) نگه میداشتند.

توی اون سالها اونقدری که من بیاد میارم ، کبوتر باز حرفه ای نداشتیم.یه  چند نفری بودند که کبوترای خوبی داشتند ولی بهترین ساعتها بیشتر از 6 نبود.اگر کسی کبوتری داشت که 6 ساعت میپرید برای خودش افتخاری میدونست و به همه پز اون کبوتر رو میداد. کسی از آب و دون کردن امروزی و ساز کردن و .... اطلاع نداشت. اگر هم کسی الآن ادعای اون زمان خودش رو داره که من از همون زمان ها هم واقف بر همه چیز بودم یه جورایی داره خالی میبنده.

بگذریم . من هم به نوبه خودم سعی میکردم از کبوتران خوبی نگهداری کنم. حس برتری جویی از کودکی در ذهن من موج میزد . روزی مشغول جلد کردن کبونرای خودم بودم .درست پشت منزل ما یه ساختمان دو طبقه (اولین دوطبقه محله ) درحال ساخت بود . از بخت بد من دوتا کبوتر که تازه هم از گنجه بیرون کرده بودم هنگام بلند شدن یه پیچ  اشتباه زدند و منزل را گم کردند.با همان احساس کودکی شروع به دویدن در خیابان نمودم.به فکرم رسید که اگر به بالای اون ساختمان دو طبقه نیم ساخته برم میتونم کبوترام را  پیدا کنم.

داخل ساختمان کارگری نبود  ؛ ظاهرا کسی آنروز سر کار نیامده بود .با خیال راحت از پله های طبقه دوم بالا رفتم روی تراس طبقه دوم رفتم و بامهای اطراف را به دقت گشتم. کبوترا چند تا بام اونطرف تر نشسته بودند . دنبال سنگ و هر چیزیکه بشه بطرف کبوترام پرت کنم گشتم.

چشمتون روز بد نبینه به گوشه ای رفتم که مقداری سیمان خشک شده کنار دیوار بود .اونقدر عجله کردم که متوجه لانه زنیور نشدم .خودتون تصور کنید ظهر گرم تابستان و زنبور های سرحال و وحشی چه حالی به من دادند. نمیدانستم به کدام طرف فرار کنم.گیج شده بودم زنبورها حسابی مرا احاطه کردند .بسمت درب خروجی حیاط دویدم.حالا بشنوید از بخت بد من در این لحظه ........

( ادامه مطلب را بخوانید )


ادامه مطلب
[ 90/07/18 ] [ ] [ فریدون ]

ماده پروانه :

ماده ای که می بینید داستانی بس دراز دارد که کوتاه بیان میکنم . چند سال قبل یکی از دوستان عزیز که از کودکی به پرنده و بخصوص کبوتر علاقه داشت و این علاقه ریشه در خانواده ایشان داشت ناگهان در صحرای حاشیه شهر باغی خرید و اقدام به خرید تعداد بسیار زیادی کبوتر از بهترین کبوتربازان و نامیان این حرفه نمود.از جوجه های بی پر گرفته تا جوجه قلمه و کبکی و حتی کبوتران جوجه کشی .....

طولی نکشید که با سرمایه گذاری فراوان این دوست عزیز  ( بنام حامد ) گنجه ایشان به یکی از پربارترین گنجه های موجود بدل گشت . هوش و درایت بالای حامد و نیز اخلاق و منش خوب ایشان باعث شده بود که هر کس که به ایشان کبوتر می فروخت ناخودآگاه مجذوب مرام و معرفت ایشان می گشت.و بالطبع بعد از مدتی بهترین تبارها را براحتی بایشان تقدیم میکردند و از هر گونه کمکی نیز دریغ نمی نمودند.

کم کم محیط عشقبازی ایشان  به پایگاهی برای جوانان مشتاق و دوستداران این هنر بدل گشت.توان مالی بالای حامد باعث شده بود که با جسارت تمام کبوتران خود را هوا میکرد و زشت و زیبای تبارها را خودش با چشم خودش می دید و بدور از تعریف و تمجیدهای همیشگی فروشندگان میتوانست بهترین ها را جدا کرده و به پیش برود.     


        ( ادامه مطلب را بخوانید )


ادامه مطلب
[ 90/07/12 ] [ ] [ فریدون ]

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد

                        عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد

 

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود.

از او پرسید : که چرا این همه سختی را متحمل میشود؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق  وصال او میخواهم این کوه را جابجا کنم

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمیتوانی این کار را انجام دهی.

مورچه گفت:  تمام سعی ام را میکنم.

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر میگویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد. . .

 

 اگر تو نیزعاشق حقیقی باشی خداوند کائنات را به خدمت تو میگیرد تا تو به معشوق برسی

 

[ 90/07/09 ] [ ] [ فریدون ]

نر حلقه سیاه :

این کبوتر برادر نر قلمکاری هست که در پست های قبلی(نمای نزدیک ) بعنوان نظر خواهی مابین 36 عکس برترین کبکی ما لقب گرفته بود و در عکس شماره 1 همان قسمت با همین رنگ حلقه به پا قدرتمندترین حیوون تیرماه چند سال خدمت شما معرفی گردید.از این تبار فقط در منزل آقا یوسف 2 نر و 1 ماده (پدر/عمو و عمه) وجود دارد . پدر این کبوتر مچ پا و عمویش پرپا هست.عمه اش نیز مچ پا و هر سه تا کله خالدار هستند.این  سه برادر و خواهر از اصلیترین کبوترهای دهن جور آقا یوسف محسوب میشوند .گفته میشود که این تبار در همان جوجگی در گروهای تهران بالای 8 براحتی میپرند.بعد از بالغ شدن و کبک شدن تا 12 ساعت هم پرش در کارنامه دارند. معمولا 14 دم زود بازی و ریز پرش هستند.(ادامه مطلب را بخوانید )


ادامه مطلب
[ 90/07/05 ] [ ] [ فریدون ]
درباره وبلاگ

09354477797 شماره تماس
موضوعات وب