درود و سلام بر تمامی عزیزان و عشقبازان:

............ دلم برای روزهای خوش گذشته تنگ شده ...........
سالهای بسیار دور اتفاقاتی بر من گذشت که هر کسی به سادگی از کنار آن نخواهد گذشت .
.......هوای خیلی گرمی بود. یک غروب تابستانی که گرما و رطوبت هوا حسابی آدم را کلافه میکرد. سرمون خلوت بود و داخل شرکت کار چندانی نداشتیم . تنها روی صندلی چرخدار تاب تاب میخوردم و به تلویزیون خیره شده بودم تا زمان زودتر سپری شود.نزدیک اذان مغرب بود که ناگهان یکی از رفقای عشقاز وارد مغازه شد . ازاینکه هم صحبتی برای لحظاتی پیدا کرده بودم خوشحال شدم.
چون باهم از قدیم رفت و آمد داشتیم ، باب صحبت را باز کردم تا زمان بیشتری را در کنارم باشد و از تنهایی دربیام.ناگهان محل ورودی در با حضور هیکلی درشت و آفتاب سوخته پر شد. کمی به چهره اش خیره شدم.انگار او را میشناختم. رفیقم قبل از حدث زدن من او را معرفی کرد . اسطوره و سمبل عشقبازی و برنده مسابقات متعدد کبوترپرانی شهر روبروی من ایستاده بود.
از خوشحالی دست از پا نمیشناختم.حقیقتش دستپاچه شده بودم که چطور خیر مقدم عرض کنم و حضور ایشان را ارج بنهم............خلاصه دردسرتون ندم. بعد از کلی تعارف تیکه پاره کردن و تحویل گرفتن همدیگه و در مقابل تعاریف و تمجید های رفیق من از شخصیت بنده در کاسبی و مهارت در رشته کاری ، بحث به مسیر اصلی هدایت شد.
هدف از حضور این دو فرد چه بود؟؟؟ بله .رفیقم قرار بود از اون آقا تعدای تخم کبوتر تهیه کنه ، اونم با قیمت بسیار بالا. کبوترها قرار بود طبق نظر مشتری از لحاظ دهن جور بودن و خال انتخاب بشن و تحقیقات لازم از طرف ایشان صورت گرفته بود و تمام پیش بینی ها هم مطمئنا لحاظ شده بود . حتی صاحب گنجه تا حد قرار دادن کلیدهای هر گنجه به مشتری با ایشان راه اومده بود . حدود 8 تا 10 سال پیش از قرار هر تخم 25 هزار تومان . اون زمان را در ذهن خود تداعی کرده و بیاد بیاورید که با چنین مبلغی چه کارها میتوان انجام داد...
...بقیه در ادامه مطلب....
ادامه مطلب

** عید نوروز بر شما عاشقان و عشقبازان مبارک باد **
هفت سین های نوروز سرسری برگزیده نشده اند :
نکته ای درخور نگرش درباره هفت سین های باستانی و کهن که از زمان باستان تا امروز ،ازسوی نیاکان ما ، بر خوان
نوروزی مینهادند این است که (( هفت سین )) ها باید دارای این پنج ویژگی باشند :
1 – نام آنها پارسی باشد
2 – با بند ( واژه ) سین آغاز شوند
3 – دارای ریشه گیاهی باشند .
4 – خوردنی باشند .
5 – نام آنها از واژه های ترکیبی مانند (سبزی پلو – سیر ترشی – سیب زمینی و ....)ساخته نشده باشد .
با نگرش به پنج بند بالا میبینیم که سیب . سیر . سماغ .سرکه . سمنو .سبزی یا سبزه وسنجد همگی دارای این پنج ویژگی
هستند .
بر این پایه :
* سنبل از لحاظ ریشه تازی هست وپارسی نمی باشد در ضمن خوراکی نیست .
* سکه ، نه خوراکی هست و نه پارسی بلکه ریشه تازی دارد.
* سماور ،خوراکی نیست و نیز ریشه پارسی ندارد و در اصل کلمه ای روسی است .
و مانند اینها سوزن و سیخ و سه پایه و .....
با نگرش به آنچه آمد ، در بیست میلیون واژه پارسی نمیتوان هشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این
پنج ویژگی باشند .
در پایان باید افزود که هریک از سین های هفت سین ، نماد یکی از سپنتاهای ( هفت ابرفرشته ) کیش زرتشت است .
سیر : نماد اهورا مزدا
سبزه : فرشته اردیبهشت و نماد آبهای پاک
سیب : فرشته سپندارمذ ، فرشته زن و نماد بارداری و پرستاری
سنجد : فرشته خورداد (خرداد ) نماد دلبستگی
سرکه :فرشته امرداد ( مرداد ) نماد جاودانگی
سمنو : فرشته شهریور ، نماد خواروبار
سماغ : فرشته بهمن ، نماد باران
** سماغ ** واژه پارسی است و نباید با بند واژه (( ق )) نوشته شود .
دکتر ناصر انقطاع
دوستان عزیز سلامی دوباره :
در ادامه پست قبلی که اختصاص به بازدید از پرندگان گنجه استاد محمودی داشت ، در این قسمت شما را به دیدن تعدادی دیگر از این جفتهای استثنایی دعوت میکنم. امیدوارم لذت کافی را از دیدن عکسها ببرید . جای آن دارد که به پدید آورندگان این نسلهای زیبا در هر نقطه از ایران زمین دست مریزاد بگوییم و از صاحب گنجه فعلی که از این کبوتران نگهداری میکنند ،تقدیر و تشکر ویژه بعمل آوریم . یاعلی
| 1 | 2 | 3 | 4 |
| 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 |
با عرض سلام خدمت تمام دوستان:
گنجه ای کم نظیر از یک دوست .......
از عکسهای زیر نهایت لذت را ببرید تا در آینده توضیحات مفصل در مورد آنها خدمت شما ارائه شود .کیفیت عکسها بالا میباشد . برای باز شدن کمی حوصله و بردباری شما را می طلبد . بدرود...
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 |
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
دسته گلی برای مادر:
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه میکرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه میکنی؟
دختر گفت: میخواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ میخرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج میشدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: میخواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمیتوانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!
شکسپیر میگوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم میآوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور.........
.
سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ لاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود، سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.
دوستان گرامی از تمامی شما خوانندگان عزیز که علاقمند به پیشبرد اخلاقی این ورزش میباشید ، تقاضا دارم بعد از خواندن این پست در قالب یک کار فرهنگی ، طی 3 هفته آینده در صورت امکان یک کبوتر به یک دوست خودتان کادو دهید . البته به این قضیه فکر نکنید که کبوتر اهدایی شما از بین پشت در گنجه ای هایتان باشد . سعی کنیم کبوتری اهداء شود که فرد بعد از گرفتن آن کبوتر واقعا خوشحال شود.
در صورت تمایل برای هرچه بهتر شدن انجام این طرح خواهشمندم قبل یا بعد از این کار ، به ما اطلاع دهید تا در قسمت نظرات ثبت نماییم.با این روش میخواهم الفت بین این خیل عظیم عشقباز را بیشتر نمایم. البته خودم قطعا پیشقدم خواهم بود.

دختر نربزرگ (خط پایان ) ، در 2 گرو مهر شد وبالای 10.30 و 9.15 آمد . هیچگاه زیر 7 نپرید . معمولا همیشه جزو 6 کبوتر آخربود . برادر تنی این کبوتر بعنوان کادو به دوست عزیزم اهداء شد. جواد عزیزم مبارکت باشه.
با تشکر مهندس محمودی
در مباحث گذشته عنوان کرده بودم که آقا یوسف نزد آقای اصغر رضایی در محل میدان اعدام قدیم تهران بیش از 800 کبوتر نگهداری می کردند.در آن زمان کمتر پیش می آمد که فردی این تعداد کبوتر یک جا دیده باشد.آقای رضایی ضمن اینکه با نسل کبوترهای خودش بازی میکرد از تنها کسی که کبوتر و نسل داخل گنجه وارد میکرد آقا ماشاءا... خدا بیامرز بود . قدیمی ها حتما نام و یاد استاد و پیر عشقبازی (آقا ماشاء ا...) را بخوبی در یاد خود دارند.
بدلیل الفتی که بین این افراد وجود داشت ، آقا ماشاءا... شخصا 2 جوجه به آقا یوسف کادو کرد . این جوجه ها در آینده به برادر های مرغابی معروف شدند. اصل و ریشه تمام خالدارهای ما از یک طرف همگی به این 2 نر ختم میشود . ما که قسمت نشد پرش جوجه های مستقیم این تبار را ببینیم ولی نوه و نتیجه و نبیره های آنها به جرات اگر خوب دهن جور شوند قطعا در منزل هر گرو بندی بالای 10 ساعت را میپرند.
به عنوان مثال داخل گروی خودمون امسال لااقل 10 کبوتر بالای 9 ساعت را این تبار به خود اختصاص داده بود. و نیز از بین حدود 60 جوجه که همراه کبکی ها بیرون کرده بودیم فقط 2 جوجه مهر شد که یکی از همین تبار بود و بالای 8.45 آمد در حالیکه فقط 5 پر انداخته بود . آقا یوسف با هوشیاری خوبی که داشت ،این 2 برادر را با ماده های بسیار عالی تن کرد و نسل خیلی خالصی از آنها بدست آورد.
جوجه مستقیم یکی از 2 برادر را در زیر می بینید:

ادامه مطلب
چگونه تلفن های همراه شنود می شود؟
هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.
امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.
این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند
به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و
کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود
نمایند.
البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شود و سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.
( ادامه مطلب را بخوانید )
ادامه مطلب
در این پست میخواهم برای شما خاطره ای کوچک از قدیم تعریف کنم.شاید جالب باشد.
دقیقا بیاد ندارم که کلاس چند بودم.ولی مطمئنا دبستانی بودم.از اوان کودکی در منزل کبوتر داشتیم. پدرم خدابیامرز به کبوتر علاقه داشت . مخصوصا به کبوتران سبز و سفید خالص .....
من از همان کودکی نسبت به برادران خودم علاقه بیشتری به انواع حیوانات از خودم نشان میدادم.از مرغ و خروس و اردک گرفته تا کبوتر که جای خود را زودتر و بیشتر در دل من بازکرده بود.چون در محله ای از حاشیه شهر زندگی می کردیم نگهداری از حیوانات در منازل امری عادی ومتعارف بود . همسایگان ما نیز بطور زشت و زیبا تقریبا همگی در منزل خود انواع حیوانات ( اسب. گاو . گوسفند و بز . مرغ و خروس . اردک و بوقلمون و.....) نگه میداشتند.
توی اون سالها اونقدری که من بیاد میارم ، کبوتر باز حرفه ای نداشتیم.یه چند نفری بودند که کبوترای خوبی داشتند ولی بهترین ساعتها بیشتر از 6 نبود.اگر کسی کبوتری داشت که 6 ساعت میپرید برای خودش افتخاری میدونست و به همه پز اون کبوتر رو میداد. کسی از آب و دون کردن امروزی و ساز کردن و .... اطلاع نداشت. اگر هم کسی الآن ادعای اون زمان خودش رو داره که من از همون زمان ها هم واقف بر همه چیز بودم یه جورایی داره خالی میبنده.
بگذریم . من هم به نوبه خودم سعی میکردم از کبوتران خوبی نگهداری کنم. حس برتری جویی از کودکی در ذهن من موج میزد . روزی مشغول جلد کردن کبونرای خودم بودم .درست پشت منزل ما یه ساختمان دو طبقه (اولین دوطبقه محله ) درحال ساخت بود . از بخت بد من دوتا کبوتر که تازه هم از گنجه بیرون کرده بودم هنگام بلند شدن یه پیچ اشتباه زدند و منزل را گم کردند.با همان احساس کودکی شروع به دویدن در خیابان نمودم.به فکرم رسید که اگر به بالای اون ساختمان دو طبقه نیم ساخته برم میتونم کبوترام را پیدا کنم.
داخل ساختمان کارگری نبود ؛ ظاهرا کسی آنروز سر کار نیامده بود .با خیال راحت از پله های طبقه دوم بالا رفتم روی تراس طبقه دوم رفتم و بامهای اطراف را به دقت گشتم. کبوترا چند تا بام اونطرف تر نشسته بودند . دنبال سنگ و هر چیزیکه بشه بطرف کبوترام پرت کنم گشتم.
چشمتون روز بد نبینه به گوشه ای رفتم که مقداری سیمان خشک شده کنار دیوار بود .اونقدر عجله کردم که متوجه لانه زنیور نشدم .خودتون تصور کنید ظهر گرم تابستان و زنبور های سرحال و وحشی چه حالی به من دادند. نمیدانستم به کدام طرف فرار کنم.گیج شده بودم زنبورها حسابی مرا احاطه کردند .بسمت درب خروجی حیاط دویدم.حالا بشنوید از بخت بد من در این لحظه ........
( ادامه مطلب را بخوانید )
ادامه مطلب
ماده پروانه :
ماده ای که می بینید داستانی بس دراز دارد که کوتاه بیان میکنم . چند سال قبل یکی از دوستان عزیز که از کودکی به پرنده و بخصوص کبوتر علاقه داشت و این علاقه ریشه در خانواده ایشان داشت ناگهان در صحرای حاشیه شهر باغی خرید و اقدام به خرید تعداد بسیار زیادی کبوتر از بهترین کبوتربازان و نامیان این حرفه نمود.از جوجه های بی پر گرفته تا جوجه قلمه و کبکی و حتی کبوتران جوجه کشی .....
طولی نکشید که با سرمایه گذاری فراوان این دوست عزیز ( بنام حامد ) گنجه ایشان به یکی از پربارترین گنجه های موجود بدل گشت . هوش و درایت بالای حامد و نیز اخلاق و منش خوب ایشان باعث شده بود که هر کس که به ایشان کبوتر می فروخت ناخودآگاه مجذوب مرام و معرفت ایشان می گشت.و بالطبع بعد از مدتی بهترین تبارها را براحتی بایشان تقدیم میکردند و از هر گونه کمکی نیز دریغ نمی نمودند.
کم کم محیط عشقبازی ایشان به پایگاهی برای جوانان مشتاق و دوستداران این هنر بدل گشت.توان مالی بالای حامد باعث شده بود که با جسارت تمام کبوتران خود را هوا میکرد و زشت و زیبای تبارها را خودش با چشم خودش می دید و بدور از تعریف و تمجیدهای همیشگی فروشندگان میتوانست بهترین ها را جدا کرده و به پیش برود.
( ادامه مطلب را بخوانید )

ادامه مطلب
عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود.
از او پرسید : که چرا این همه سختی را متحمل میشود؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او میخواهم این کوه را جابجا کنم
.
ادامه مطلب
نر حلقه سیاه :
این کبوتر برادر نر قلمکاری هست که در پست های قبلی(نمای نزدیک ) بعنوان نظر خواهی مابین 36 عکس برترین کبکی ما لقب گرفته بود و در عکس شماره 1 همان قسمت با همین رنگ حلقه به پا قدرتمندترین حیوون تیرماه چند سال خدمت شما معرفی گردید.از این تبار فقط در منزل آقا یوسف 2 نر و 1 ماده (پدر/عمو و عمه) وجود دارد . پدر این کبوتر مچ پا و عمویش پرپا هست.عمه اش نیز مچ پا و هر سه تا کله خالدار هستند.این سه برادر و خواهر از اصلیترین کبوترهای دهن جور آقا یوسف محسوب میشوند .گفته میشود که این تبار در همان جوجگی در گروهای تهران بالای 8 براحتی میپرند.بعد از بالغ شدن و کبک شدن تا 12 ساعت هم پرش در کارنامه دارند. معمولا 14 دم زود بازی و ریز پرش هستند.(ادامه مطلب را بخوانید )

ادامه مطلب
مادر این ماده از تبار آقای احمد رمضانی و تبار شیروونی های ایشان هست(که دراصل متعلق به پدر ایشان و نسل قدیمی گنجه ایشان قلمداد میشود ).شهرستان بهشهر تبار این ماده را از نسل خوشکله و با همین نام از آقای جعفری میشناسند.تبار خوشکله با در نظر گرفتن اینکه تا حدی دیر پری دارند ولی در تیرماه همیشه بعداز ظهری هستند.
برادر این ماده امسال داخل گروهای ما بود و 10.30 ساعت پرش در یک گرو 9.23 ساعت پرش در گرو بعدی پرید. تنها پسر این ماده هم در جوجگی بسیار عالی بود تا 6 ساعت هم آمد که در تلفات ما از بین رفت.در عین حال این ماده فعلا هنوز دهن جور قطعی ندارد و در حال آزمایش میباشد.

در عکسی که خدمت شما به تصویر کشیده شده یک جفت کبوتر که بعنوان جوجه کشی کنار کردیم از 2 تبار اصیل و جوان که دارای شناسنامه های درخشان هستند را می بینید.

با عرض تبریک عید بزرگ مسلمین (نیمه شعبان ) به اطلاع تمامی بزرگواران میرساند که نتایج گرو امسال به شرح ذیل میباشد.
1- گرو 66 عددی با ساری میانگین ما 7.31 ساعت و حریف از پراندن کبوتر امتناع کرده و باخت را پذیرفت.
2- گرو 110 عددی با تهران میانگین ما 6.51 ساعت شد و حریف ما بعد از پراندن میانگین 5.14 ساعت را کسب کرد و برد ما قطعی شد.
بله امسال هم با تمام پستی و بلندی ها و خاطرات تلخ و شیرین به اتمام رسید و فقط خاطراتی کمرنگ از آن بجای خواهد ماند.
با سپاس از همه دوستانی که با ما در مراحل مختلف گرو همراه بودند . در ضمن تشکر از همه عزیزانی که تشریف آوردند و ابراز لطف کردند .امیدوارم کبوترانی که به آنها تقدیم شد خیر ببینند و نیازهایشان برآورده شود .هر چند بنده سعادت ملاقات با شما را نداشتم ولی بدانید که دوستان بنده پذیرای همیشگی شما خواهند بود.
شد.
| 1 | 2 | 3 |
| 4 | 5 | 6 |
| 7 | 8 | 9 |
تصویر شماره یک مربوط به داور حریف استاد محمد نورانی ( عکس نفر پشت) و سرداور استاد محمد درواری اسطوره مازندران و پدر کبوتربازی حرفه ای در دهه اخیر (نفر جلویی ) میباشد .افتخار ماست که در محضر این اساتید کسب فیض نمودیم.
تعدای از کبوتران ساعت پرش بالا را نیز برای شما به تصویر کشیده ایم.
دوستانی که از قبل شماره خود را جهت تهیه کبوتراز گنجه ما ارسال فرمودند از فردا با شما تماس گرفته خواهد شد . و دوستانی که از این پس شماره خود را ارسال میکنند لطفا نیاز خودشان را کامل تشریح بفرمایند .
دوستان عزیز همچنان که می بینید در جدولی که ساعت پرش حیوونای ما را به نمایش درآورده چند نکته خاص دیده میشود.
1- اولین کبکی ساعت 3.55 نشست که تقریبا خوب هست.
2- کبوترانی که تا شماره 8 نشستند اغلب آنهایی بودند که دیروز علیرغم پر بسته بودن زور زیادی زدند و تا حدی خسته بودند. شاید بفرمایید ای کاش پر بسته نمیشدند.ولی اگر پر بسته نبودند الان بین ما نبودند و آمار تلفات دیروز به حساب می آمدند.
3 - آمار 9 تا 25 خوب بود.
4 - از شماره 26 تا 74 همچنانکه میبینید یه اتفاق بسیار نادر افتاد و آنهم این بود که ناگهان یک هوای شدیدا دم کرده فضای آسمان تا ارتفاع میان توپ را فراگرفت. یه خفگی لحظه ای و شرجی بدون باد و .........خلاصه هر کبوتری که تا ارتفاع میان توپ بود سرازیر شد و توان پرش نداشت.گویی برای نشستن مسابقه دارند.گاهی بهم برخورد میکردند.ما متحیر شده بودیم .در این 20 سال حیوون بازی چنین چیزی به چشم خودم ندیده بودم.حریفان ما از تعجب بهم نگاه میکردند.آمار شمارش از دست داوران خارج شده بود که باجبار دوباره زیر تور شمارش صورت گرفت.
این را هم به بدشانسی های ما در ایام تمرینات اضافه کنید.اگر چنین بلایی سر کبوترای ما نمی آمد میانگین ما بالای 8 میشد.....چنین بلایی بر سر تمام کسانی که در این ساعت حیوون در آسمان داشتند آمد.مثلا در گرو 77 تایی بهشهر تعداد 33کبوتر دقیقا در همین ساعت به فاصله 10 دقیقه نشستند و ...........
5 -از شماره 75 تا 104 بسیار خوب بودند.
6- متاسفانه بدلیل یک تفکر اشتباه و کودکانه 6 کبوتر آخر ما هنگام عصر با پراندن تعدای کبوتر در نزدیکی آسمان گنجه ما تودهنی خورده و تار شدند و متاسفانه برگشت نکردند (در صورتیکه براحتی 4 تا از آنها در نما پرواز میکردند)و بهترین کبوتران ساعت سنگین ما هم در میانگین محاسبه نشدند و اینجا هم قربانی یکسری مسایل شدیم.......................................
7 - در هر حال همیشه بعد از گرو حرف زیاد هست ولی لیاقت ما شاید همین بود .شاید کسی بگوید بهانه می آوریم. بهر حال با تلفات سنگین قبل از گرو و هوای دم کرده روز گرو در ظهر همان روز و عدم مراجعت 6 کبوتر آخر همگی ما را محکوم به داشتن این ساعت کرد که باز هم خدا را شاکریم.
از حریفان تهرانی بسیار ممنون و متشکریم که واقعا عشقباز هستند.حتی در ساعت 11 پرش بود که قوش به کبوتری در حال نشستن حمله کرد که ناگهان داور ایشان درخواست سوت زدن کرد که باعث شگفت ما شد.ایشان بیان داشت که حیوون زحمت کشیده و حالا براحتی خوراک قوش بشود حیف هست و نباید اجازه بدهیم.البته کسی در آن لحظه سوت نزد و ما از حسن نیت ایشان ممنونیم( البته کبوتر دیگری در نزدیکی نبود که باعث برگشت آن بشود و خدای ناکرده قصد سوء نبود.)
از دوستانی که به روشهای مختلف همراهی کردند سپاسگذاریم.تعدای هم شماره های خود را دادند که نتوانستیم هنوز با آنها تماس بگیریم ابراز شرمندگی داریم.شایان ذکر هست که ما این سایت را برای راهنمایی تعدادی خیلی اندک افراد که تجربه کبوتر بازی ندارند بدین طریق به پیش بردیم و با انواع نظرات شما و پیشنهادات شما جهت دهی بیشتری گرفت. هرگز نخواستیم خودنمایی کرده باشیم چون نیازی به این موضوع نداریم.
عده ای از شهر های مختلف تشریف آوردند و نیازهای خودشان را از گنجه ما بصورت خرید یا هدیه بردند که امید است خیر ببینند.با توجه به اینکه بعد از پرش دوم ( گرو 66 تایی) کبوتر بازی ما تعطیل میشود هر کدام از دوستان که نیاز به کبوتر با مشخصات خاصی را دارند لطفا در قسمت نظرات شماره تماس و نوع نیاز خود اعم از جوجه - کبکی - جوجه کشی و.... را بصورت کامل بنویسد تا در اتمام کار ضمن تماس با ایشان بتوانم انجام وظیفه کرده باشم.
با سلام ودرود به تمامی عزیزان و تشکر از همه زحمتکشان و قدردانی از شما دوستانی که از اولین روزهای سخت گذشته همراه و یاور ما بوده اید
میانگین پرش کبوتران ما به تعداد 110 عدد مورخه 90/4/6 شهرستان بهشهر
6ساعت و 51 دقیقه
شد.
آخرین روز تمرین را برایتان تشریح میکنم.حاصل یکسال تلاش مستمر و زحمت یک تیم بالاخره به آخرین مرحله خود رسید . از تعداد 137 کبوتر باقیمانده در لیست پرش حدود 40 کبوتری که پرشهای فوق العاده دارند را برای کنترل و مهار قدرت و نیز افت درصد تلفات پر بسته کردیم.مابقی ساعت 6 صبح بیرون شده و به پرواز درآمدند.کبوتر های پریسته ساعت 7.15 زیر آنها رها گشتند.
لازم به ذکر است که از اولین ساعات صبح تعدای از کبوترای دیروز که نتوانسته بودند به موقع مراجعت کنند شروع به بازگشت نمودند.درهمان سه ساعت اول 5 کبوتر از 15 کبوتر آمدند.
فرآیند پرش امروز رضایت بخش بود فقط تعدادی از کبوترهای ما زور زیادی زدند و با وجود پربسته بودن تا 7 ساعت هم پریدند که خیلی مناسب نیست.
تعداد پرهای بسته شده کبوتر ها چهارتا باز و سه تا بسته بود.آخرین کبوتر هم تا ساعت 16 نشست.
امروز خدا رو شکر تلفات فقط یکی بود و آمار برگشت کبوتر های دیروزی هم به 10 عدد رسید.
ساعت 7 غروب بعد از آبگیری باتفاق نماینده محترم دوستان تهرانی (حریف مقابل ) آقا سید حسین بزرگوار و عشقبازی بی حاشیه مراسم مهر با ذکر صلوات و فاتحه و احترام به تمامی عشقبازان سفر کرده و در جمعی صمیمی شروع شد. تعداد 110 کبوتر مهر گردید و 5 کبوتر هم برای رزرو جداگانه مهر شدند.
متاسفانه عکسی از مراسم ندارم چون مشغول فیلمبرداری و خود مراسم بودم.

